زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

16 ماهگی عروسک

سلام عشقم   فکر کنم هر چی گفتنی بود رو تو پستای قبلی گفتم فقط اومدم بگم   16 ماهگیت مبارک نفسم   اینم عکست:   با لباسی که خاله اعظم جون لطف کردن و برات خریدن(دستشون درد نکنه)   امان از دست تو که اینقده تکون میخوری...!!!!   بعضی از جامانده ها: گاهی اوقات با فاطمه مسابقه جیغ برگزار میکنین....میرین جلوی آینه یا روی پشتی ها و رو به دیوار، تو جیغ میزنی اون جیغ میزنه؛ماها فکر میکنیم دارین همو اذیت میکنین ولی بعد میبینیم دارین بازی میکنین ولی خوب سرمون رو میخورین کلا جیغ زیاد میزنی بعضی وقتا که چیزی میخوای به جای اشاره به اون چیز فقط جیغ میزنی دخترم از هم...
28 آبان 1394

15 ماهگی

  سلام دختر خوشکلم   به این سرعت 15 ماه از زمینی شدنت گذشت   15 ماهگیت مبارک فرشته بهشتی من اینم عکست: اینجا هم ظهری داشتی با گوشی من بازی میکردی       پیشرفتات: نماز خوندنت خیلی پیشرفت کرده چادر سرت میکنی کنار مامان وایمیستی و هر کاری من میکنم نگاه میکنی و تکرار میکنی ، ننه جون یه پارچه دادن بهمون تا بدیم به مادرجون برات چادر بدوزن دستشون درد نکنه   بای بای کردن رو یاد گرفتی قبلا انگشتات رو تکون میدادی الان کامل دستت رو تکون میدی عروسکاتو رو پات میزاری و خودتو تکون میدی مثلا لالاشون میکنی از روز عرفه که رفتیم مهدیه برای دعای عرفه یاد گرفتی دست...
28 مهر 1394

14 ماهگی عروسک

  سلام عروسک   14 ماهگیت مباررررررررررررررک   اینم عکست:     دخترم وزنش تازه رسیده بود به 9 کیلو گرم که متاسفانه دوباره مریض شد اسهال استفراغ گاهی تب که وزنش کم شد و رسید به 8250 الان چند روزه خداروشکر خوب شده و منم بردمش دکتر براش واکسن آنفولانزا نوشت تا زیاد تو زمستون آینده سرما نخوره ، البته هنوز نبردمش که بزنه چون دکتر گفت بزارم چند روز بگذره که وزن بگیره و حالش بهتر شه حالا دیگه رسما راه میره اولای ماه به مرغ و خروس بجای تو تو میگفت تَ تَ ولی با کمی تمرین الان میگه توتو غذاشو به دستش میدم میخوره ولی هنوز باقاشق نمیتونه بخوره. این ماه خوردن گوجه ، ماکارونی ، سویا و بادمج...
28 شهريور 1394

جشن تولد

سلام دختر یکساله من بالاخره الان وقت کردم بیام و برات بنویسم ما روز یک شنبه 28 تیرماه ساعت 5 و نیم بعد از ظهر برات یه جشن کوچیک گرفتیم...یعنی فقط خودامون بودیم...مادر جون و دایی جونی ها و خاله اعظم جون... مادر بزرگ و بابا بزرگ و عمو جون و عمه جون و البته ننه جون خاله اطهر جون در کمال ناباوری روز جمعه راهی مسافرت شد و تو جشنمون حضور نداشت از اونجایی که الان خونه بابابزرگم و کامپیوترشون فتوشاپ نداره و حجم عکسات زیاده عکسا باشه انشا الله بعد کم کردن حجمش میزارم برات جشن خوبی بود جای همگی خالی بود فقط آخرش صورت دخترم خورد به میز و خونی شد که اونم عکسش رو میزارم انشا الله   فعلا بای   بعدا نوشت:عکسا در ادامه...
31 تير 1394

یک ســــــــــــــــــــــــال گذشت

      دخترم يك بهار ، يك تابستان ، يك پاييز و يك زمستان را ديدي زين پس همه چيز جهان تكراريست   جز محبت و مهرباني...       عکسا و قضایای تولد سر فرصت   بعدا نوشت:   پیام نما   وبلاگم:   نی نی وبلاگ(نمیدونستم چجوری عکست رو باید بزارم)     عکسا خیلی تاره ...
28 تير 1394

ماه گرد یازدهم

  سلام قند عسلم   امروز 28 خرداد ماهه و شما دقیقا یک ساعت و رب پیش یازده ماهه شدی     امین ماهگرد زمینی شدنت مبارک فرشته آسمونی من   عکست     فعلا خدانگهدارت           یازده ماهگی شروع حرکت های کودک است. او از این سن کم کم می تواند روی پا های خودش حرکت کند ، بنشیند و برخیزد همچنین تعادل بیشتری نسبت به قبل دارد. در این سن کودک بسیار کنجکاو است و دوست دارد به همه جا سرک بکشد. به همین دلیل باید پدر و مادر بشتر از قبل مراقب حرکات کودکشان باشند.   گشت و گذارهای خانگی در این سن او شروع به قدم زدن در فضای خانه ...
28 خرداد 1394